مجموعة مؤلفين

281

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

اگر كفاف نكند ، صندوق و مواجب مستمرى كسر مىشود ، آن هم كفاف نكند ، يا ملك فيروزه مى فروشند يا راه به فرنگى مى دهند يا ماهى رشت را مىفروشند ، آن هم كفاف نكند ، مذهب ايران دستمال فرنگى مىكنند ، پول قرض مى گيرند . بعد سلطان ، وزراء و غيره مىروند فرنگ عيش مىكنند . در حقيقت ، صد هزار مرتبه غيرتمند از اهل ترانسوال « 1 » وژاپن هستند . خداوند هرچه درد وبلاى غيرتمند اهل مملكت هست بزند به جان بى غيرت هاى مملكت ، يكى حفظ مملكت با قشون و اسلحه است . عوض قشون اطفال خويش نگاه مى دارند ، درعوض اسلحه مبل و ميز ، سگ و گربه فرنگى مىخرند . مسلمانى هم نيست جرأت فاتحه بكند و به جهت مذهب و دولت وطن ايران بگريد . « 2 » عجب مردمان بىغيرت وبىشرم و [ بى ] حقيقت بوده‌ايم ، اهل ايران اگر هر كجا باشد ورقه را بخواند ، از بلاها دل تنگ مىشود ، كه همچو بىغيرتى وطن را داشتم ولى قلبم قبول نكرد ، ننويسم . [ 99 ] [ كرايه كشتى و مسافت طى شده با آن ] عصرجمعه 24 شهرمحرم : از كشتى پياده شده ، ديدم شجاع نظام و آقا سيدجواد و ميرزا محمود و ميرزا احمد و جمعى در باغ ، جلو شط نشسته ، مشغول چاى خوردن هستند . جلو آمدند ، ما را برداشته با آقا سيد مهدى علاقه بند همدانى آمديم آنجا نشسته ، چاى صرف شد . قدرى تعريف رفتن سامره و نشستن كشتى را نموده ، در حقيقت كشتى بسيار بزرگى بود كه قرب ششصد نفر جمعيت گرفته بود . سرى « 3 » يك تومان از زوار گرفته بودند . از سامره به كاظمين كه قرب به سى فرسنگ مسافت شط است ، شش ساعته آمديم ، بسيار خوش گذشت .

--> ( 1 ) . اصل : ترانسوا . مملكتى است در جنوب افريقا ، نام كشورى است در جنوب افريقا ، داراى معادن طلا و الماس و جمعيت آن متجاوز از دو مليون نفر است و پايتختش شهر پريتوريا ، اين كشور سابقا مستقل بوده ولى اكنون جزواتحاديه جنوب افريقاو يكى از دمينيون‌هاى انگليسى مىباشد . فرهنگ لغت فارسى ، ذيل واژه . ( 2 ) . اصل : بگييرد ( 3 ) . نفرى ، هركسى ، هرتنى . دهخدا ، ذيل واژه .